زمان قدیم که ما خیلی کوچک بودیم بیشتر نزدیکی عید نوروز را از تحرکات غیر معمول مادرمان در جابجایی برخی از لوازم خانه و رفت و روب زیر فرش و گلیم و نیز خرید های یکروزه پدر از شکلات و آجیل و شیرینی های متداول آن زمان گرفته تا میوه های از قبیل سیب و پرتقال و بویژه انار برای سفره هفت سین خانواده احساس می کردیم.
خانمها درخانه با شور و اشتیاق فراوان و با ابتکارهای زیادی در تهیه سبزه سفره هفت سین به اشکال گوناگون و تهیه سمنو و دیگر "سین ها" برای سفره هفت سین خانه تلاش می کردند.
قدیم برخلاف امروز تمام اعضای خانواده ها با نشاط و شاداب و با امیدواری بیشتر به آینده ،خود را برای برگزاری عید نوروز آماده می کردند. یادم می آید آن زمان به هر خانواده ای که برای دید و بازدید می رفتیم، سفره پارچه ای با گوشه های گلدوزی شده هفت سین عیدشان در وسط اتاق پذیرایی پهن کرده بودند. در این سفره از انواع شکلات و شیرینی و میوه و دیگر اقلام هفت سین و البته در راس آنها یک جلد قرآن کریم و آیینه با نظم و سلیقه مخصوص خانم های خانه دار چیده شده بود.
چیزی که هرگز از یادم نخواهد رفت این است که در زمان قدیم فاصله طبقاتی برعکس امروزه چندان زیاد نبود . هر آنچه که در سفره ی هفت سین خانواده های متمول و ثروتمند دیده می شد بیش و کم در سفره خانواده های فقیر نیز یافت می شد . این موضوع برای من جذابیت بیشتری داشت. مردم آن زمان خیلی با صفا و صمیمی و باهمدیگر مهربان و خیرخواه یکدیگر بودند؛ انگار همه اهالی و مردم مجموعه اعضای یک خانواده بودند.
یادم هست یک روز قبل از تحویل سال نو مادرم مقدار زیادی از پوسته پیاز و یک مقدار گاه برای رنگی کردن تخم مرغ های آب پز شده بچه های خانواده و همسایه ها تهیه کرده بود که به هنگام دید و بازدید بعنوان هدیه نوروزی بدست بچه ها می دادند.
دلخوشی من و برادرانم این بود هرچه زودتر و بیشتر در معیت پدر و مادر به خانه همسایه ها برویم و تا می توانستیم برای خود تخم مرغ بیشتری جمع کنیم . تخم مرغ بازی و شکستن تخم مرغ همدیگر از جمله بازی های دلچسب ما بچه ها و گاهی نوجوانان و جوانان بود.
مراسم چهارشنبه سوری یکی دیگر از روزهایی است که دارای آداب و رسوم بیاد ماندنی دارد . از جمله آنها مراسم شال ساللاماق و یا دستمال انداختن از در و پنجره و باجه پشت بام خانه های روستایی برای دریافت عیدی بود.
استاد شهریار علیه الرحمه چقدر زیبا این مراسم را به زبان مادریم به تصویر کشیده است.
بایرامیدی گئجه قوشی اوخوردی
آداخلی قیزبیک جورابین توخوردی
هرکس شالین بیر باجادان سوخوردی
آی نه گوزل قایدادی شال ساللاماق
بیک شالینا بایراملغین باغلاماق
شال ایسته دیم ،منده ائوده آغلادیم
بیرشال آلیب ، تئز بئلیمه باغلادیم
غلام گیله قاشدیم ، شالی ساللادیم
فاطمه خالا، منه جوراب باغلادی
خان ننه می ، یادا سالیب آغلادی
ترجمه این ابیات زیبا را بفارسی و یا حتی به زبان آلمانی به عهده خانم فرهیخته و همشهری خود شهربانو موسوی (قایا قیزی ) می گذارم. خوشا به حال کسانیکه به زبان ترکی آشنایی کامل دارند و این ابیات را بدون واسطه می توانند بخوانند و لذت ببرند .
در مورد ایام عید نوروز و مراسم چهارشبه سوری مطالب زیاد و از حوصله این پست خارج است. درخانه ی ما معمولا غذای شام چهارشنبه سوری متفاوت از غذاهای روزانه بود. مادرم به بچه ها توصیه تاکید می کرد که در رفتار و گفتار خود با سایر اعضای خانواده مراقب حرفهای خود باشیم . او می گفت سعی کنید کلمات و جملات محبت آمیز و توام با صفا و صمیمت بین اهل خانه رد و بدل شود چون ممکن است از همسایه ها کسی پا به گوش ایستاده باشند. آنموقع من نمی دانستم که چرا دیگران برای استراق سمع و شنود حرفهای دیگران می روند . بعدها که کمی بزرگتر شدم متوجه شدم که در زمان قدیم بیشتر مردم را عقیده براین بود (شاید امروزهم چنین باشد ) درشب چهارشنبه سوری عده ای برای رفع موانع حاجات خود و به ویژه بیشتر دختران دم بخت برای باز شدن بخت خویش پس از نیت بدون اطلاع و هماهنگی به استراق سمع و یا به اصطلاح پابه گوش همسایه ها می ایستادند . این بدان معنی بود که اگرصداها و صحبت هایی که ازخانه بگوش می رسد خوب باشد نیت کسی که استراق سمع میکرده برآورده خواهد شد درغیر این صورت حاجت آن فرد برآورده نخواهد شد . البته این عقیده هنوز هم در بین مردم معمول هست ولی به نسبت زمان قدیم این موضوع کمرنگ شده است .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 23:14  توسط محمد قربان زاده
|